نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

طبقه بندی موضوعی
نَفَس من اگر هست ،
حق ، هست،
شاید بی ارتباط به نَفَس تو نباشد.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۲۹
دره آبی

I'll be the most protected person in history...

only if,

you tell me : "I"ll protect you,I promise"

your promise,is all I am...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۲۳
دره آبی

خون، ماده ی عجیبیست.

شیشه شکست.

دستم برید!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۴۱
دره آبی
- you want to punish them?
- the thing is,I don't care.I just don't want to hear the same filth over and over again.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۳۰
دره آبی

تو اونقدر مو روی کله ت هست که هر غلطی بخوای باهاشون بکنی.

میتونی دونه دونشو بکّنی.

کسی که هیچ مویی نداره نمیتونه موهای سرشو دونه دونه بکّنه.

کسی که چیزی نداره نمیتونه ازین غلطا بکنه.

اساسا کسی که چیزی نداره هیچ غلطی نمیتونه بکنه.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۵۶
دره آبی

بایست.خوب بایست و از خودت دفاع کن.

بالاخره یک روزی میرسه که همه ی این ها جلوت زانو میزنند.

چه دلشون بخواد و چه دلشون نخواد.

اون روزی که همه باید فرمان ببرند،من هیچ به رحم نخواهم اومد.

اون روز خیلی ها از من خواهند ترسید،

و حواسشون نیست که امروز چه میکنند،

حواسشون نیست از چه کسی بیگاری میکشند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۹
دره آبی

یه اره یا نه ی خالی.میتونی جوابشو بدی؟

وقتی نمیتونی بگی،نمیشه بگی یعنی یه مشکلی هست دیگه.

یه جای کار میلنگه.

یعنی رسیدیم به یه دو راهی.یا من ، یا تو.

حالا یا باید خداحافظی کرد، یا یه طناب پاره رو ترمیم.

باید قهوه ها رو بی سر و صدا نوشید. 


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۰۶
دره آبی

پر، دردناک است...

پ.ن:راست بگو،اگر تا ابد تصویر سوال باشم باز هم میتوانی مرا دوست بداری؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۲
دره آبی

میترسم اگه بیش از اندازه منتظر عشق بمونم،

عشق و فراموش کنم.

و بعدش،

دیگه هیچ چیزی رو نتونم به یاد بیارم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۹
دره آبی

عزیزم،

کسی که بتونه خیانت کنه،آدم بسیار جالبی برای عشق ورزیدنه.

اینو "تس" میدونه.

من میدونم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۸
دره آبی
wolfy...where are you...
come and tear me apart...
I'm about to sell my soul...,you come,and drink my blood...
End this.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۹
دره آبی

you fight,you kill,you like the taste of blood.

only because of one thing.

you are hurt.

it's a secret.it's a dark dark secret.

and I am surrounded by god knows what things,

that won't be able to understand more than a pig.

if I sell my soul,no one will grieve for me,

but my wolf,but my sword.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۲۳:۵۱
دره آبی

On his face is the map of the world,

and he screams...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۴۸
دره آبی

You were warned,warned to live.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۳
دره آبی


No,absolutely not,that's not my type.

I don't put the end mark to the pain.

I torture,

until you have no soul.

not any more my dear...

:)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۴
دره آبی

You are not a girl,not a boy,

you are a SWORD

p.s:"I love the dragons,they can fly,and they can kill..."

      and i'd like to be dangerous:)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۰
دره آبی

Nothing can ever ever...be lovlier than what I dream right now...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۹
دره آبی

وقتی اعتمادتو از دست بدی،تلاش کردن بی معنی میشه.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۵۷
دره آبی
گیرم دل م هم خوش شد...
بعدش چکار کنم؟
پ.ن:مهم نیست خلوص چقدر زجر داشته باشه،اگه بدونم حتما اتفاق میفته چرا تحمل نکنم،ولی این هم مشروطه...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۰
دره آبی
میتونیم به جای اینکه به دروغ بگیم همه چی درست میشه،
اینقدر دروغ نگیم.
لزومی نداره بگیم همه چیز درست میشه،وقتی قدمی از قدمی برداشته نشده!
پس همتون،
شمایی که از این خط به اونطرف ایستادید،
به دروغ هاتون خاتمه بدید.
یا اینکه کاری کنید که باور کنم.
هرچند باور و اعتقاد وظیفه ی منه...
ولی من نتونستم به وظیفه م عمل کنم...
و این،همون ساطوری بود که تمام حیات و امید و وجودمو شقه شقه کرد...
کی میتونه ازین شقه ها آدم تازه ای بسازه؟
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۴
دره آبی