نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

طبقه بندی موضوعی

I'm a shadow of lost whispers.

you can love me hardly,can't ya?

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۲۱
دره آبی

حالم خوب نیست باید یکی مواظبم باشه...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۸
دره آبی

با تیغ زد صورتمو برید...

نمیگذارم...نمیگذارم گند بزنی به زندگی ای که تا الان صدبار براش جون دادم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۰
دره آبی

خوب نیستی.

اما سفیدی.

و چه بسیار این سفیدی ها که آغاز کوچکترین دلخوشی ها شده اند.

و شاید هیچگاه به بزرگترین ها نرسیدند ،

اما همین جای  کوچکشان ، بزرگترین یاد ها را تسخیر کرده است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۰۳
دره آبی

I'm feeling good,and i'm scared of feeling good.

p.s:I have missed being night owl

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۳۰
دره آبی
شایدم غلطه ها،
جوگیر که شدم،
ولی آخه تو کجا بودی تاحالا...
پ.ن: از بودنت ترسیدم.نباشی هم بی تفاوتم.یه مرگیم هست خلاصه.دستامم یخه:)نصف شبه خب:)))
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۱۰
دره آبی

"I'm on fire like a thousand suns

I couldn't put it out if I wanted to,

These flames tonight

Looking to my eyes and say you want me to

Like I want you"

پ.ن:دست خودم نبود،الانم که دست خودمه امکان نداره بخوام قدم از قدمی جز توی این راه بردارم.اگر هم دستور بوده...به دل خریدمش!

      نا گَه.

      لا زمان.

      لا مکان.

      بی واژه.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۲
دره آبی
اگرم احیانا دیدم تیغ کسی بیشتر از من میبرونه،نگران نیستم.
تیغشو با خودش ذوب میکنم.
والا.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۵ ، ۰۰:۴۲
دره آبی

میخوامت یا میخوام که بخوامت؟

پ.ن:تو اصلا میفهمی وقتی میگم میخوامت یعنی چی؟:)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۲۲
دره آبی

This pain on our faces is real.

This tired smile is real.

I'm real.

You're real.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۵
دره آبی
I'm the best singer of love songs.
Did you know that?
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۸:۲۰
دره آبی

خواب ما از جنس دیگریست.

بیداریمان نیز هم.

و چه خوب که جز خودمان،

هیچکس، "هیچکس" این ها را نمیفهد.

نه حتی تو که به من میخندیدی،

نه حتی تو که به من میخندی.

آن که به من خواهد خندید این ها را  میداند.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۵ ، ۲۳:۱۷
دره آبی

یه فریاد عمیق بکش...

الان شلیک میکنند...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۵
دره آبی

ما روی همین پله نشسته بودیم.

پامون روی همین خاک بود.

اما حواسمون به در بطری های زیر پامون نبود...

حواسمون به نگاه آسمون نبود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۵ ، ۲۱:۴۰
دره آبی

حالم خوش نیست...

حالم قد پریدن از لب دیوار خوش نیست...

باید باهات حرف بزنم...

باید همین امشب باهات حرف بزنم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۵ ، ۲۳:۲۴
دره آبی

Nothing will ever,

and nothing shall,

describe 

this sorrow inside...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۶:۰۸
دره آبی

این ماییم که فکر میکنیم شب و روز از هم جداست.

حقیقت اینه که اون ها هیچوقت از هم جدا نیستند.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۵ ، ۲۱:۵۱
دره آبی

و ای کاش که من نقّاش آسمان بودم!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۹
دره آبی

"این جا تهرونه،

این جا اول بدبختیه"

:)

موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۴ مهر ۹۵ ، ۲۲:۲۲
دره آبی

صدهزار دوستت دارم فروخورده نثار تو.

تویی که خیالِ حضور دستت،صداقتِ آرامش و امنیت را تمام میکند.

دیدار قلم و کاغذ تازه شد.

و چه دیداری...

و چه سعادتی،

برمن.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۳۶
دره آبی