نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

طبقه بندی موضوعی

"شتاب کردم که آفتاب بیاید..."

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۳۶ ق.ظ

" به روی کاغذ و دیوار و سنگ نوشتم تا که نوشته بخوانند

که آفتاب بیاید

نیامد..."

که آفتاب بیاید...

نیامد...

خورشیدم...

نیامد...

پ.ن:تبم فخر میفروخت به گرمای نور ظهر،

      چشم به خنکای رودخانه دوخته بودم،

      مثل همیشه آرزو داشتم آشنایی به ناگاه از جایی پیدایش شود.

      و قسمتم "کشیده ها کشیدم به رخانم به خلوت پستو ..." 

      بود...

 آخر چرا آفتاب نیامد...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۱۶
دره آبی