نوشین روان
شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۳۰ ب.ظ
یاد روز هایی افتاده ام که به نظر می آمد حرف مرا نمیفهمد.
یاد تولدم افتاده ام.
یاد کیکی که هیچوقت نبوده...
رگ چشم راستم با فرکانس حریر سرخ میزند...
عمیقا حس میکنم مرا فقط برای بازیگری خواسته ای...
پ.ن:ای هفت سالگی...
ای آنکه بعد از تو هرچه رفت،در جنون و جهالت رفت...
۹۴/۱۲/۰۸