در انتهای این کوچه،شمعدانی قرمز است.یعنی،امیدوارم باشد...
جمعه, ۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۳۵ ق.ظ
باز هم مزاحم خلوت ماه میشوم.
سکوت ساعت را خرد میکنم.
فرشی از اغتشاش درون میبافم.
و باز هم تکرار میکنم...
و سوال ها را در سوت و کور ترین ایستگاه -مثل همیشه- رها میکنم.
و خود را بیش از پیش آزار میدهم...
آخر کسی مجبور نیست جواب من را بدهد.
۹۴/۱۱/۰۹