نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

طبقه بندی موضوعی

حُزن

جمعه, ۱۱ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۲۸ ب.ظ


به حزن نوشته هایم خیر،

به حزن گِردی پرتقال های میوه فروش آن طرف خیابان،

در این سرمای ابتدای فصل سرد،

به این ایمان دارم.

می ترسد قل بخورد میان گرمای دستی و

دیگر هیچ سرمایی را نتواند تحمل کند.

آمدم زندگی را بدزدم،

زندگی الاکلنگ و تاب را از من دزدید.

حالا دیگر نمینشینی آنطرفش تا من بالا بروم و احساس پرواز به من دست دهد و نه

دیگر هل نمیدهی تابی را،

که من غرق در افکار دور شوم و از آفتاب دم ظهر پشت گردنم کیف کنم.

مدت هاست زمین نخوردم تا پایم بدجور زخم شود و بتادین لازم.

زندگی خیلی چیز ها را از من دزیده...

همه ارزانی اش

الا این که من هم تو را از او بدزدم.

باید بداند که من با این نبودن هیچ کنار نخواهم آمد.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۱
دره آبی