نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

طبقه بندی موضوعی

another day,another lonely night

دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۰۹ ب.ظ

بعد از خستگی بسیار زیاد با سر و کله زدن با این بچه ها که امروز یک روز خیلی مهم براشون بود و بعضیاشون از استرس زبونشون بند اومده بود(غافل ازینکه برای چه چیز مسخره ای اینقدر هول شدند) حکیمانه ترین چیزی که میتونستم بگم همون آهنگی بود که داشتم گوش میدادم..مضمونش چی بود بماند ولی در درستیش همین مدعا بس که اون مردی که روی خروار خاک داغ خوابیده بود داشت با یک گربه ی سفید تپلو طوری حرف میزد انگار تموم مشکلاتش همین الان حل میشه...شاید منم اگه یه گربه ی سفید داشتم همه ی مشکلاتم حل میشد.

همه ی ما که یوهانا نیستیم که دغدغه مون خوندن و نوشتن پنهانی روی خاک های پشت کلبه باشه،هر چند قداست اون فرسخ ها فاصله با ما داره.

پ.ن:نمیدونم چه گیری به قداست دادم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۲۲
دره آبی