نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

نقاش سرگردان در خیابان های سنگی!

نور همیشه تاریکی را می شکافد،تاریکی نور را هرگز.

طبقه بندی موضوعی

۲۳ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

شکسپیر دوست داشتنی به سوال من جواب بده.

فعلا باید مدتی بودن و نبودن را ول کرد.

تو بگو

زهر یا مِی...؟مسئله این است...

وقتی که زهر مرگبارم شیرین و مِی اشکم بی اندازه تلخ است...

به زندان بان هر کدام را بگویم می آورد.مسئله این است...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۴ ، ۱۵:۳۳
دره آبی

جایش کبود شده..

دلیلش چه بود؟غم بی انتهای وجود کوچک توی دوست داشتنی..؟

یا چشمان سبز شیدا گونه ی او...

یا چوب درام که محکم به دستم کوفتی؟!...

هر کدام که بود به جهنم.دست چپم یک روز تمام است فریاد درد میکشد.نمیتوانم پیانو بزنم.

"هر چیزی تاوانی دارد"

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۴ ، ۰۳:۱۷
دره آبی

با این دو تا نون بدیهی هیچ نمیکنم.


- ولش کن.

- نمیشه.


- خوب باش.

- نمیشه.


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۴ ، ۰۰:۲۰
دره آبی