شکسپیر دوست داشتنی به سوال من جواب بده.
فعلا باید مدتی بودن و نبودن را ول کرد.
تو بگو
زهر یا مِی...؟مسئله این است...
وقتی که زهر مرگبارم شیرین و مِی اشکم بی اندازه تلخ است...
به زندان بان هر کدام را بگویم می آورد.مسئله این است...
شکسپیر دوست داشتنی به سوال من جواب بده.
فعلا باید مدتی بودن و نبودن را ول کرد.
تو بگو
زهر یا مِی...؟مسئله این است...
وقتی که زهر مرگبارم شیرین و مِی اشکم بی اندازه تلخ است...
به زندان بان هر کدام را بگویم می آورد.مسئله این است...
جایش کبود شده..
دلیلش چه بود؟غم بی انتهای وجود کوچک توی دوست داشتنی..؟
یا چشمان سبز شیدا گونه ی او...
یا چوب درام که محکم به دستم کوفتی؟!...
هر کدام که بود به جهنم.دست چپم یک روز تمام است فریاد درد میکشد.نمیتوانم پیانو بزنم.
"هر چیزی تاوانی دارد"
با این دو تا نون بدیهی هیچ نمیکنم.
- ولش کن.
- نمیشه.
- خوب باش.
- نمیشه.